![]() |
![]() |
|
| سايه ها كمي خيالي اند! |
|
هنوز هم
صدای خاطره های تلخ می آید.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 28 دی1384ساعت 0:55 توسط لیلا تهرانی |
|
|
عبور خاطرهها را حساب خواهم کرد
و جمع حاصل آنرا کتاب خواهم کرد اگر چه سمت نگاهت به سوی دریا هاست همیشه سمت تو را انتخاب خواهم کرد سلام وفرصت وشعر و شراب و آیینه تو را چنان که تویی شعر ناب خواهم کرد دعای نور به گوش وعبای آب به دوش هماره شعر تو را باز تاب خواهم کرد تو مانده ای و من و فرصتی که نا چیز است حساب ثانیه ها را خراب خواهم کرد تو یی که با سبدی پر زسیب می آیی و سیب های تو را را نذر آب خواهم کرد! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 17 دی1384ساعت 14:54 توسط لیلا تهرانی |
|
|
از تاریکیها که داری عبور میکنی همیشه یه صدای آشنا به گوشت میرسه .آن را نگه دار برای آخرین لحظه های نا امیدی.یه روز این شب یلدای ما ها هم تموم میشه.با آن صدا اگه مانوس باشی تنها نمی مونی .هرگز.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 14 دی1384ساعت 19:35 توسط لیلا تهرانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 دی 1386 آبان 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 اردیبهشت 1386 بهمن 1385 مهر 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
|
RSS
|