تبليغاتX
سایه
سايه ها كمي خيالي اند!

امشب دوباره قلب نمازم شکسته است

سمت دلم کنار دو راهی نشسته است

حمدم سکوت و قامت من تا ورشته ام

سبحان من چه بگویم گسسته است

+ نوشته شده در  یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 9:55  توسط لیلا تهرانی | 

مهرت نشست بر دلم از لحظه نخست

نامت حدیث دل شد و آیینه نخست

من مست خنده های تو بودم تمام عمر

آواره تو بودم وآواره نخست

تو می درخشی ومی تا بی و هنوز

سر گرمم از اسارت نفسانه نخست

این آسمان غم زده با دل چه میکند

تصویر آب و ماهی لب تشنه نخست

چشمم به راه و پای دلم بند کوچه هاست

اینجا کجاست بادیه یا کوچه نخست

هر شب ستاره می رسد از آسمان ولی

در انتظار ساقیم وجلوه نخست

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 11:6  توسط لیلا تهرانی |