تبليغاتX
سایه
سايه ها كمي خيالي اند!

امشب کتاب قصه پایان رسیده ام

برگی رها ز دفتر طوفان رسیده ام

شبگرد لحظه های رسیدن به یک حضور

مجروح زخم کوچه هجران رسیده ام

افسانه سکوتم و بیمار یک غزل

من غربت کویر به باران رسیده ام

اینجا اگر که فاصله ها زود کم شود

تکرار یک حدیث به سامان رسیده ام

با تو تمام هستی من می شود غزل

بی تو حباب خالی چوگان رسیده ام

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 فروردین1385ساعت 14:34  توسط لیلا تهرانی | 
هر روز مشق میکنم از روی فال تو

یک صفحه رسم می کشم از هر خیال تو

این خط رسید تا ته و انگار بسته شد

بر صفحه های آخر فصل وصال تو

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 16:48  توسط لیلا تهرانی |