تبليغاتX
سایه -
سايه ها كمي خيالي اند!

به همين سادگي!

حقیقت این است که بیدار میشویم !

وقتی تمام رابطه ها مرده اند

شعرهايمان فصل به فصل ورق خورده

وبرگهامان يكي يكي از شاخه جدا شده

و راهمان تاآسمان کوتاه است

از جاده هایی که نمی دانیم آمده ایم

 و تا نهايت ستاره ها را آنطور که هستند لمس میکنیم .

اما ستاره هاآيا ما را خواهند شناخت

ما که يك شب برایشان دست تکان نداده ایم

ما که برایشان نذر سلام و سلامتی نکرده ایم 

برایمان چشمک خواهند زد ؟

ما را به میهمانی آیینه هاخواهند پذیرفت؟

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 بهمن1385ساعت 11:0  توسط لیلا تهرانی |