![]() |
![]() |
|
| سايه ها كمي خيالي اند! |
|
ماه تابستان
تاب مي خوردند بر درخت برگهاي گرما زده گوش ميكنم به صداي درخت در يك لحظه پروانه اي پرواز مي كند به دنبال سرگرداني خود سايه اي بر زمين ميلغزد چيزي مي گويد ژررف مي شود شعله مي شود بر زمين مي افتد محو مي شود جايي نمي گيرد خاكستري است كه با باد مي رود. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 14 مرداد1387ساعت 9:33 توسط لیلا تهرانی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|